مسائل خليج فارس در تاريخ ايران و خاورميانه

روح الله پورطالب
پژوهشگر ارشد مطالعات خاورميانه و خليج فارس
Pourtaleb@persiangulfstudies.com

 

مقدمه

در ژئوپولیتیک واحد مطالعه منطقه است . در این دیدگاه پدیده های سیاسی در چهارچوب «حوزه جغرافیایی » آن بررسی می شوند . خلیج فارس ،این منطقه ژئوپولیتیکی ایرانی – عربی ،به دلیل حساسیت جغرافیایی و در برداشتن ذخایر عظیم نفت و گاز ، همواره توجه کشورهای مجاور و همچنین جهان را به خود معطوف داشته است . منطقه خلیج فارس به دلیل موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک خود یکی از مناطق بسیار مهم و حساس جهان از قرن گذشته محسوب می‌شود. انرژی و امنیت دو موضوع کلیدی و استراتژیک در این منطقه می‌باشد. ترتیبات امنیتی در خلیج‌فارس از دیرباز مورد توجه بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای قرار داشته است . از آنجا که جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین بازیگران در عرصه امنیت خلیج‌فارس محسوب می‌شود، هر برنامه‌ای که در این زمینه طراحی و تدوین شود برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد در جمع آوري اين مقاله از دوست خوبم جناب آقاي روزبه پارسا پور كمال تشكر و قدر داني را دارم و همچنين مطالب اين مقاله به طور كلي از وب سايت مركز پژوهشهاي خليج فارس استخراج شده است  .

 

نام خليج فارس

 

انگليسي «Persian gulf»

فرانسه «golfe persique»

روسي «persidski zaliv»

تركي «farsi kavfozi»

ژاپني «perusha wan»،

يوناني «persicus sinus»

رومي «mare persicum»

 

خليج فارس در طول تاريخ با نام سرزمين ايران توصيف می شده است . آثار باستاني برجاي مانده از شهرهاي ساحلي خليج فارس همانند بوشهر، خارك ، سيراف و بند طاهري حكايت از وجود يك تمدن 6000 ساله در سواحل خليج فارس مي كند.

آثار مكتوب و نوشتاري برجاي مانده حدود كمتر از3000سال قدمت دارند بنابر اين از بسياري از مسايل و حوادث دوره تمدن ايلاميها ، مادها، آشوريها، دراويديان و پيشداديان و تاقبل از حكومت پارسها اطلاع دقيق و روشني وجود ندارد و اين دوره از زندگي ساكنان منطقه هنوز در پرده اي از ابهام وجود دارد. تنها در دوره امپراتوري قدرتمند و پهناور پارس است كه خليج فارس شهرت بين المللي مي يابد.

 

نامهاي سرزمين ايران

برابر اسناد تاريخي و شواهد ، قراين و فرهنگ شفاهي مي توان گفت 4 نام براي كشور ايران و همچنين درياي جنوب ايران بكار رفته است:

 

 

1- كشورجم شيد 2 - مملكت عجم 3- پارس ( فارس) 4- ايران اريان ايراك، عراق معرب شده ايراك ، ايلام .

اينكه كدام اسم قديمي تر و حدود جغرافيايي هركدام چه محدوده اي بوده است مورد اختلاف است از آنجا كه در داستانهاي كهن ايراني كه البته با ابهاماتي به نسلهاي هزاره اول ميلادي منتقل و بخشي از آن در بعضي كتب موجود است، جم كه در اوستا، يم و در زبان پهلوي و كردي جمشيد و جمشير و جم و گاهي هجم بيان شده است از اولين پادشاهان و پيامبران ايراني ثبت شده كه بر اساس نوشته ها و داستانهاي شفاهي و كتب خداينامه ها، اختراع لباس، نگارگري، كشف فلز، ساختن گرمابه، پزشكي و جشن نوروز را به او نسبت داده اند صفات اين پادشاه شباهت زيادي به نوح در قران دارد و بعضي وي را با حضرت سليمان يكي دانسته اند.

 

جغرافی نویسان قدیم در نامگذاری سرزمینها ، دریاها ، رودها ، کوهها و . . . ریشه هایی را در نظر داشتند؛ مانند اینکه نام بیشتر رودها از رنگ آبها و سرزمینها و . . . برگزیده می شد، نام کوهها از همانند بودن آنها به کالبدهای دیگر گرفته شده و نام دریاچه ها ودریاها از ریشه استوارتری پیروی شده و بیشتر آنها به نام کشور و سرزمینی که در نزدیکی و پیرامون آنها قرار گرفته ، نامیده شده است ؛ مانند خلیج مکزیک ، خلیج فارس، دریای چین ، اقیانوس هند، دریای مازندران (کاسپی) و . . .

ناحیه جنوب غربی ایران فارس است که ساکنان قدیم آن « پرسه ها » (پارسیان) نام داشتند که یونانیان آنها را پرشیا (persay) می گفتند و دوسلسله پادشاهی (ساسانی و هخامنشی ) از این قوم برخاستند . برخی محققان معتقدند ، پارسیان همان مردم پارسوا (parsua) هستند که ساکن دریاچه ارومیه بودند (که نام آنان در کتیبه آشوری آمده ) و به طرف جنوب رفته و در سرزمین « پارس » سکنی گزیدند . به همین مناسبت دریای مجاور این منطقه، دریای پارس نامیده شد که در آن موقع هیچ یک ازکشورهای کوچک و بزرگ امروزی در سواحل خلیج فارس نبودند و اگر هم بودند ، جزیی از سرزمین پهناور ایران به شمار می رفتند .حتی کشورهای قدرتمند آن روز چون یونان و رم با اجازه ایرانیان کشتی های خود را وارد خلیج فارس می کردند.(11) یونانیان به این دریا « پرس » می گفتند.

داریوش بزرگ ازاین دریا یاد کرده و عبارت « درایه تیه هچا پارسا آبی » یعنی دریای پارس را به کار برده که در کتیبه به جای مانده از وی مشهود است.

اعراب نیز می دانند که این نام ( خلیج فارس ) از دیرباز نام حقیقی این دریای بزرگ بوده است. جغرافیدانان بنام عرب هم ازقرنهای نخستین اسلام آنرا می شناختند. ابی القاسم عبیدالله بن عبدالله مستوفی ، معروف به ابن خرداذبه، که کتاب خود « مسالک و ممالک » را درسال 234 – 230 هـ ق نگاشته است، درباره خلیج فارس می نویسد : دجله وسط مدینه بغداد ثم تمر بواسط الی ان تصب الی البطائح و . . . تمر الی البصره و تمر الی ناحیه المذار ثم یصب الجمیع الی بحر فارس .....

مسعودی، نویسنده مشهور دیگر عرب؛ درکتاب ارزشمندخود « مروج الذهب و معادن الجوهر » زمانی که از مجموع اخبار راجع به دریاها سخن می گفته ، از خلیج فارس به عنوان دریای پارس یاد کرده است. وی می نویسد : « بحر فارس تکثر امواجه و یصعب رکوبه و ....» ابن حوقل سیاح معروف و جغرافیدان بنام عرب، نقل می کند : در سال 331 هـ ق به عزم مطالعه درباره کشورها و ملتهای مختلف و به منظور تجارت از بغداد بیرون شدم و کشورهای اسلامی را از شرق به غرب پیمودم و آثار متقدمان را نیز مطالعه کردم .» وی در کتاب معروف خود "صوره الارض" از خلیج فارس به نام بحر فارس یاد می کند . اصطخری ،جغرافیدان خبره عرب و نویسنده کتاب "المسالک والممالک " باز هم از دریای فارس یاد می کند : بعد دیار العرب بحر فارس فانه . . .

ابوالفداء مولف کتاب "تقویم البلدان"که ازجایگاه خاصی برخوردار است، از دریای فارس یاد می کند و زمانی که حدود فارس راشرح می دهد می نویسد « حد غربی فارس خوزستان است. همه حد غربی تا شمال حدود اصفهان است و جبال و حد جنوبی آن دریای فارس است . . . »

 

در "معجم البلدان " ، کتابی مشهور که همه جغرافیدانان آن را به عنوان یک فرهنگ جغرافیایی معتبرمیدانند از خلیج فارس به عنوان "بحر فارس "یاد شده است : « بحر فارس : هو شعبه من البحرالهند الاعظم و اسمه بالفارسیه کما ذکره حمزه زراره کما مسیر من التیز من النواحی مکران علی سواحل بحر فارس ای عبادان . . . »

بنابراین ، آنچه از متون تاریخی استنباط می شود وحتی جغرافیدانان عرب به آن اذعان نمودند این است که " خلیج همیشه نیلگون فارس " در ادوار تاریخ متعلق به پارسیان و ایران بوده است .

 

پیشینه تاریخی دریای پارس

خلیج فارس به لحاظ موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی سرشار آن ، ازدوران گذشته تا به امروز مورد توجه دولتها و ملتها بوده و بسیاری از سلاطین و پادشاهان از همان زمانهای کهن به موقعیت اقتصادی آن نظر داشته اند که از آن جمله ، حمایت پادشاهان پارت از گسترش بازرگانی دراین منطقه بوده است .

پارتها دو راه تجاری را تحت کنترل داشتند که یکی از آن دو ، راه تجاریی بوده که از کنار فرات و از آسیای صغیر و سوریه و بین النهرین شمالی به سمت خلیج فارس گسترده بوده است .

داریوش پادشاه هخامنشی ، برای گسترش بازرگانی در ایران دستور دادکانال سوئزایجاد شود تا کشتی های بازرگانی بتوانند از دریای پارس واز دریای سرخ به مصر و مدیترانه راه یابند .

در سنگ نبشته ای به جای مانده از آن دوره آمده است: « داریوش شاه گوید : من پارسی ام و از پارس، مصر را فتح و امر کردم این کانال رابکنند و از "پی رو" (رودنیل) که در مصر جاری است تا دریایی از پارس به آن می روند. این کانال کنده شد و چنانکه امر کردم کشتی ها روانه شدند؛ چنانکه اراده من بود »

همچنانکه در تاریخ نقل شده است ؛اشکانیان بازرگانی را گسترش دادند و با رومیان رقابت شدیدی می کردند و دریای فارس رابه شکل یک راه ترانزیت درآوردند.

این پیشرفت در دوران ساسانی ادامه یافت و بندر سیراف مرکز بازرگانی بزرگی شد و حتی در اسناد تاریخی چین از سده چهارم تا دوازدهم میلادی، همه جا نام پارس، فارس، پارسوا وایران به صورت گسترده دیده می شود و این نشانگروجود روابط تجاری است.

پس از فتح ایران به دست مسلمانان، بازهم ایرانیان در دریانوردی از دیگر دولتها جلوتربودند و اعراب ترتیبات تجارت دریایی با هند و چین و ... را حفظ کردند.

درطول تاریخ ایران نیز استعمارگرانی سودجو دیده می شوند که برای بدست آوردن موقعیت بالای خلیج فارس، همواره در کشمکش بودند. نمونه بارز، آن در عصر صفوی بود که عثمانیها تاخت و تاز به خلیج فارس را شروع کرده بودند و هرروز بر نیروی دریایی و تقویت آن می افزودند و پرتغالی ها از طرف دیگر در حدود سده 16 میلادی براین منطقه تسلط کامل داشتند و با عثمانیها درگیربودند تا آن که سرانجام در سال 1587 م شاه عباس به کمک انگلیسی ها پرتغالی ها را عقب راندند و در عوض پای انگلیسیها به این منطقه کاملاً باز شد و هلندیها در سال 1033 هـ با به دست گرفتن تنگه هرمز، سهمی از بازرگانی ایران را تصاحب کردند . این امر باعث کشمکش با انگلیسیها شد. چندی نگذشت که در سال 1075هـ شرکت فرانسوی هند خاوری تاسیس و رقیب دیگری افزوده شد. البته، باید یادآورشد در زمان حکومت افشاریان نادرشاه توانست نیروی دریایی در خلیج فارس ایجاد کند و چندفروند کشتی از انگلیس وهلندیها بخرد.

در دوره قاجار بیش از هر زمان دیگر خلیج فارس مورد تاخت وتاز کشورهای استعماری قرار گرفت ؛ بویژه انگلیس که خود رافرمانروای خلیج فارس می دانست و بی تدبیری شاهان قاجار میدان را برای انگلیس ، فرانسه و روسیه هموار ساخت . امیر کبیر برای تشکیل نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای مازندران بسیارتلاش نمود، اما با کارشکنیهای رقبا، به موفقیت نرسید .

حضوربیگانگان درایران و کسب منافع تا پایان جنگ جهانی دوم ، ادامه داشت تا اینکه بار دیگر ایران بر خلیج فارس چیره شد و با تقویت نیروی دریایی خود، اداره خلیج فارس را بدست گرفت . پس از انقلاب دسیسه های امریکا باعث نزاع در منطقه شد که در شکل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و اعمال فشارهای نظامی وسیاسی آمریکا ومتحدانش کاملاً آشکارگردید. امروزه نیز آمریکا و انگلیس با تحریک کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس، بخصوص امارات متحده عربی، درصدد ایجاد ناامنی در منطقه بوده و باترفند «خلیج عربی» ، سعی در راه اندازی جنگ روانی و به دنبال آن فشارهای سیاسی علیه ایران دارد. البته به این موارد باید افزود که مرتجعین و واپس گرایان داخلی چون احمدی نژاد وقتی به زیر پرچم خلیج می نشیند باید تو خود بخوانی حدیث مفصل . . . .

 

پرونده عمل ناپسند تغییر نام خلیج فارس که در واقع توهین به هویت و تمدن یک ملت است و سودجویی و منفعت طلبی بیگانگان را درپی دارد به سال 1937م/ 1316 هـ ش ، تشکیل شده و هم اینک در وزارت امور خارجه انگلیس موجود است.

براساس این پرونده جعلی اولین کسی که آشارا واژه "خلیج فارس" را جعل نمود و "خلیج عربی" رابه جای آن بکاربرد، کارگزار انگلیسی در خلیج فارس به نام « لرد بلگریو» است که که در کتاب خود می نویسد :« خلیج فارس که تازیان اینک آن را خلیج عربی گویند...» وی تلاش نمود این واژه ساختگی رادربین کشورهای منطقه خلیج فارس بویژه اعراب، رواج دهد.

 

 

موقعيت خليج فارس

درياي پارس (به زبان فارسي و به عربی الخلیج الفارسی) در 24 تا 30 درجه و 30 دقيقه عرض شمالي و 48 تا 56 درجه و 25 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد . درياي پارس امروزي بخش كوچكي از گستره آبي پهناوري است كه در روزگاران قديم درياي پارس ناميده مي­شد زيرا در گذشته درياي پترس تمامي درياي مكران (عمان ) و بخشي از اقيانوس هند را تا حدود رود سند در بر مي­گرفته است.

درياي پارس امروزه به آبراهي تلقي مي شود كه در امتداد درياي مكران (عمان) قرار گرفته و با كشورهاي باستانی ايران و کشورهای عربی عربستان ، كويت ، قطر ، امارات ، بحرين ، عمان و عراق مرز آبي مشترك دارد . از آنجايي كه از يك سوي ايران بيشترين مرز مشترك آبي را در درياي پارس دارد  و از سوي ديگر در تشكيل تمدن باستاني اين منطقه نقش اصلي را ايفا كرده است و همچنين در طول تاريخ کنترل و فرامانروایی درياي پارس نزد ایرانیان بوده است ، از این روی ايران به عنوان ميراث دار اصلی اين منطقه محسوب مي شود و بارزترين مشخصه آن نيز نام اين پهنه آبي است كه به نام ايرانيان در طول سه هزار سال گذشته ثبت شده است . متاسفانه كشورهاي حوزه جنوبي درياي پارس مانند (بحرين،قطر،كويت،امارات متحده عربي...) اكثرا قراردادي ، كوچك و جديد التاسيس هستند و مرزهاي كشورشان بوسيله اراده و خواست كشورهاي استعماري جهان تقسيم بندي شده است که حتی توان دفاع از خود را نیز ندارند. هيچ پژوهشگري در كتابهاي تاريخي خاورميانه نامي از كشورهايي مانند قطر – امارات – كويت و... نميتواند پيدا كند . تنها از بحرين در كتابهاي تاريخي چند بار نام برده شده است كه آنهم به دليل اين مي باشد كه بحرين بخشي از سرزمين ايران و تمدن كهن بوده است و مردمانش فارسي و عربي زبان مي بوده اند و طی چند دهه گذشته به خواست استعمار انگلستان از ایران تجزیه شده است . از اين جهت كنترل و نقش كليدي اين درياي بزرگ و استراتژيك از گذشته در اختيار ملت و دولت ايران قرار داشته و در آينده نيز بدون شک خواهد بود .

 درياي پارس از شرق از طريق تنگه هرمز و درياي مكران (عمان)  به اقيانوس هند راه دارد و از غرب به رودخانه اروندرود در خوزستان ايران كه حاصل پيوند دو رودخانه دجله و فرات در عراق و الحاق رود كارون در ايران به آن است ختم مي شود. طول درياي پارس از تنگه هرمز تا آخرين نقطه پيشروي آن در جانب مغرب حدود 805 كيلومتر است .

 

آب و هوا , عمق  , طول و عرض جغرافيايي درياي پارس

درياي پارس به عنوان گرمترين پهنه آبي دنيا شناخته شده است و از نظر آب وهوایی شرایط خشک و نیمه استوایی دارد، عريض ترين بخش آن 180 مايل است و عميق ترين نقطه آن 93 متر در 15 كيلومتري تنب بزرگ ، و كم عمق ترين بخش آن در غرب بين 10تا 30 متر است . عمق كم درياي پارس باعث شده است كه خشكي مرتب بدرون دريا پيشروي نمايد . در عين شوري زياد آب، 200 چشمه آب شيرين در كف و 25 چشمه كاملاً شيرين در سواحل اين دريا جريان دارد كه همگي از كوههاي زاگرس يا پارس ايران سرچشمه مي گيرند، اروند، كارون، دياله، زاب، جراحي، مند، دالكي و ميناب بزرگترين و پر آب ترين رودهايي هستند كه به درياي پارس مي ريزند. گرماي هوا گاهي در تابستان 50 درجه و برودت آن در زمستان تا 3 درجه گزارش شده است. بنادر كيش، بندرعباس،خرمشهر، دبي، شارجه، ابوظبي، كويت، بحرين، دوحه ، و بصره، درياي پارس را به قطب اقتصادي و توريستي جهان تبديل كرده است. درياي پارس از نظر ژيوپلتيك، استراتژيك، انرژي و همچنين تاريخ و تمدن، يك پهنه آبي مهم و منحصر به فرد در كل جهان محسوب مي شود. به طوريكه چشم طمع كشورهاي سودجوي جهان كه فاقد پشتوانه فرهنگي و تمدني هستند و با قدرت نامشروع خود بر بسياري كشورهاي جهان و بخصوص عربي منطقه خاورميانه حكرماني ميكنند هميشه به اين نقظه معطوف بوده است . كشفيات باستان شناسي سالهاي اخير در دو طرف سواحل شمالي و جنوبي درياي پارس ثابت مي كند كه اين پهنه آبي يكي از مهمترين و شايد اولين مركز سكونت انسانها است و گهواره و مرکز تبادل تمدنهای زيادی مانند ايلامی، سومری، آکدی، آشوری، بابلی، مادی، پارسی، يونانی، اسلامی و... بوده است . به طور نمونه منطقه جيرفت در شهر كرمان ايران به قدمتي بالغ بر شش هزار سال شهرنشيني و تمدن مكتوب شهرت جهاني دارد كه درياي پارس پل ارتباطي اين شهر محسوب ميشده است.

 

درياي پارس امروزه با وسعتي در حدود 237473 كيلومتر مربع (اندازه گيري شده توسط مديريت هيدروگرافي سازمان جغرافيايي ايران، سال 1386)  پس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب می‌شود.

 

درياي پارس با توجه به آنكه به اقيانوس هند راه دارد و به درياي مكران نيز متصل است با اينحال از كم عمق ترين درياها (كه 93 متر بيشترين عمق آن ميباشد) محسوب مي شود و در رديف درياهاي بالتيك و خليج هودسن قرار دارد . اين در حالي كه عمق درياي مكران در برخي نقاط به 3000 متر نيز مي رسد و عمق درياي سرخ هم از 1000 بيشتر است . ميانگين ژرفاي درياي پارس 30 متر است. اين پهنه آبي قديمي ترين دريايي است كه بشر آن را مي شناخته است بر پايه نقشه هاي تكتونيك درياي پارس جزء كانونهاي زلزله خيز ايران است دانشنامه بريتانيكا در اين خصوص نوشته است " آخرين حركتي كه درياي پارس در معرض آن قرار داشته و دارد عبارت است از بالا آمدن تدريجی است زلزله در درياي پارس و گاهي بسيار شديد است.

 

ژئومورفولوژی خلیج فارس Geomorphology

از نظر ریخت شناسی ، درياي پارس نامتقارن و شیب ساحل جنوبی آن آرام تر از ساحل شمالی است. به عبارت دیگر ، محور طولی درياي پارس آن را به دو قسمت تقسیم می کنند یکی تک شیب پایدار جنوبی که پیش بوم سپر عربستان است و شیب بسیار آرام دارد و دیگری بخش ناپایدار شمالی است که قسمتی از رشته کوههای چین خورده زاگرس و تغییرات شیب آن 175 سانتی متر در هر کیلومتر است. کرانه جنوبی درياي پارس ، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر ، منطقه وسیع و کم عمقی (10 تا 20 متر) است که به طور عمده با ریخت شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است.

این دریا ، از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک ، با دریا در ارتباط است. منطقه کم شیب کرانه جنوبی و دریای کم ژرفای آن با تاقدیس هایی با یالهای کم شیب با روند شمالی به جنوبی تا شما شرقی- به جنوب غربی ، اغلب میدان های نفتی بزرگی را می سازند. تاقدیس های قطر، رودخان و بحرین اغلب چهره های توپوگرافی Topography  کم شیبی را تشکیل داده اند که با سیستم های گسلی کنترل می شوند. از سوی دیگر ، کرانه شمالي درياي پارس، کرانه ای کوهستانی با روند شمال غربی است که پشته های تاقدیسی با بلندی بیش از 1500 متر هستند. به همین دلیل ، ساختارهای کرانه شمالی ، از دیدگاه هندسی ، با آنچه که در کرانه جنوبی است، تفاوت دارد. برخورد ساختارهای کرانه غربی و رشته کوه زاگرس ، توپوگرافی زیر دریایی درياي پارس را تشکیل می دهد. گرچه شیب بستر بسیار آرام است، ولی حدود 20 جزیره و تعدادی پشته های کوتاه و بلند زیردریایی در آن وجود دارد که بی هنجاریهای توپوگرافی را تشکبیل می دهند. جزایر ایرانی درياي پارس به صورت پشته های کشیده و موازی ساحل و یا کم و بیش دایره ای شکل هستند. از گروه نخست ، قشم و کیش را می توان نام برد که در واقع دنباله زاگرس بوده و بر اثر بالا آمدن سطح آب به صورت جزیره درآمده اند. ولی جزایر گرد مانند هرمز ، ابوموسی و... گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر درياي پارس ، از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شده که کم و بیش صدف دارند. خاک آنها شور و یا گچ دار است و به همین دلیل رشد گیاهان ، محدود به انواع خاص است.

 

 

مـوقـعـيت نظامى خلیج فارس

مـنـظـور از مـوقـعـيت نظامى ، بيان اهميّت نظامى منطقه خليج فارس و استراتژيك بودن آن ، با ملاحظه و بررسى (پايگاههاى نظامى قدرتهاى خارجى در منطقه) ، (حضورمستقيم ناوگانهاى كـشـورهـاى بـزرگ در خـليج فارس) ، (خريد تسليحات انبوه كشورها حوزه خليج فارس) و (نيروى نظامى كشورهاى همجوار خليج فارس) مى باشد.

در مـنـطقه خليج فارس ، پايگاههاى متعدّدى وجود دارد كه متعلّق به قدرتهاى بزرگ است و اين كـشـورهـا با استفاده از تجهيزاتى كه در اين پايگاهها دارند، براحتى مى توانند به هر نقطه اى كـه بـخـواهـنـد لشگركشى كنند. حسّاسيّت اين منطقه ، همواره ابرقدرتهارا بر آن داشته تا كـوشـشـهاى خود را جهت حضور مستقيم در منطقه ، شدّت بخشند. سابقه حضور فيزيكى و نظامى كـشـورهـاى قـدرتـمـنـد بـه گـذشـتـه هـاى دور مـانـنـد حـضـور نـظـامـى كـشـورهـايـى چـون پـرتـغـال ، هـلنـد، فـرانـسـه ، انگلستان و آمريكا برمى گردد. سياستهاى غلط حاكمان منطقه و دعـوت از قـدرتـهـاى بـزرگ بـراى حـضـور نـظامى باعث شده كه ناوگانها عظيم و پيشرفته كشورهاى قدرتمند در اين منطقه حضور داشته باشند.

بـودجـه هـاى كـلانى كه ساليانه صرف خريد تسليحات عظيم و پيشرفته مى شود، با اهداد گـونـاگـونـى در ايـن مـنـطـقـه صورت مى پذيرد. خريدهاى هنگفتى كه كشورهاى عربى منطقه بـويـژه عـربـسـتـان داشـته اند، اين منطقه را تبديل به يك انبار بزرگ تسليحاتى كرده است . وجـود تـنـگـه هـرمـز در ايـن مـنـطـقـه بـه عنوانشاهراهى حياتى كه بيشتر سوخت مصرفى جهان صنعتى از آنجا تاءمين مى شود و همچنين وجود جزيره ها و مناطق استراتژيك ديگر بر اهميت نظامى خليج فارس افزوده است .

علاوه برعامل مهم نفت كه در سراسر قرن گذشته ، خليج فارس را به صورت مهمّترين منطقه سـوق الجـيـشى و استراتژيكى غرب و شرق درآمدخيزش جديداسلامى و رشداسلام انقلابى كه كانون آن ايران است غربيها را نسبت به اين منطقه حساس كرده است .

 

پايگاههاى نظامى قدرتهاى استعماری در منطقه خليج فارس

آمـريـكـا و انـگـلستان براى حفظ منافع خود و ايجاد امنيّت راههاى كشتيرانى و مواصلاتى ، اقدام به ايجاد پايگاههايى در كشور هاى عرب منطقه خليج فارس كرده اند تا به هنگام ضرورت ، از اين پايگاهها جهت عملياتهاى نظامى استفاده كنند. اين پايگاهها همگى با اهداف استعمارى بنا شده است . با وقوع جنگ خليج فارس اهميّت اين پايگاهها آشكارتر شد.

 

پايگاههاى نظامى در عمّان

پـايـگـاه مـصـيـر:جـزيـره مـصـيـره ، مـتـعلّق به كشور عمان و قسمت شمالى آن در سـال 1958 در اخـتـيـار انـگـلستان گذاشته شد. اين پايگاه با خروج انگلستان از منطقه خليج فـارس در سال 1971 به علّت اهميّت نظامى و استراتژيكى آن در اختيار آمريكا قرار داده شدو هـم اكـنـون محل استقرار نيروهاى واكنش سريع آن كشور مى باشد. پايگاه مزبور بـا دارا بـودن يـك فـرودگـاه بـبـند دوازده هزار فوت و يك باند اضطرارى ، يك انبار بزرگ مهمّات و شش آشيانه هواپيما از مهمترين پايگاههاى آمريكا در منطقه خليج فارس محسوب مى شوند.

 

 

پـايـگـاه دريـايى ام الغنم :اين پايگاه در دهانه تنگه هرمز در منطقه مسندم واقع شـده اسـت . اهميت اين پايگاه به خاطر آن است كه از اينجا مى توان بر تنگه هرمز و كشتيرانى در خليج فارس نظارت كرد .

پـايـگـاه دريـايـى خـضـب :ايـن پـايـگـاه نـيـز در مـنطقه مسندم واقع شده كه به دليـل نـزديـكـى آن بـه تنگه هرمز از اهميّت ويژه اى برخوردار است . در خضب يك باند پرواز 6500 فوتى وجود دارد كه هواپيماى آمريكايى از آن استفاده مى كنند.

پـايـگـاه ثـمـريـت : ايـن پـايـگـاه بـه عـنـوان يـك پـايـگـاه زمـيـنـى و هـوايـى در شـمـال شـهـر سـلاله قـرار داشـتـه و در اخـتـيـار كـشـور انـگـلستان مى باشد. به موجب قرارداد سـال 1970 بـين انگليس و عمان ، انگليس از فرودگاه نظامى اين پايگاه استفاده كرده و جزيره مـصـيـره را نـيـز بـه يـك پـايـگـاه نـيـروى هـوايـى و دريـايـى تبديل كرد.

پـايـگـاه بـيـت الفـالاج : ايـن پـايـگـاه زمينى نيز در اختيار انگلسيهاست . البته تعدادى نيروى نظامى عمانى ، تحت نظارت انگليسيها نيز در اين پايگاه مستقر مى باشند.

پايگاههاى نطامى در عربستان

پايگاه هوايى ـ دريايى ظهران :اين پايگاه در عربستان سعودى قرار دارد و در اختيار آمريكاست . در ضـمـن كـشـور آمـريـكـا از تـسـهـيـلات دريـايـى بـنـدر جبل نيز استفاده مى كند.

پـايـگـاه دريـايـى السـفـانـيـه : ايـن پـايـگـاه در خاك عربستان قرار دارد و قراربود در كشور عـربـسـتـان وآمـريـكـابـطـور مـشـتـرك ازآن اسـتـفـاده كـنـنـد.ايـجـادايـن پـايـگـاه از سال 1980آغاز شد.

پـايـگـاه هـوايـى حـفـرالبـاطـن : ايـن پـايـگـاه در شمال شرقى حجاز واقع شده و مركز پرواز هواپيماهاى آواكس است .

پايگاههاى نظامى در بحرين

پـايـگـاه دريـاى جـفـيـر: ايـن پـايـگـاه در بـحـريـن قـرار دارد و از سال 1949 در اختيار نيروى درياى آمريكا گذاشته شده است . قرارداد اجاره اين پايگاه در ژوئن 1977 بـه پـايـان رسـيـد، ولى آمـريـكـا هـمـچـنـان در آن حـضور دارد. در اين پايگاه تعدادى از نيروهاى انگليسى نيز حضور دارند.

 

پايگاه هحرق :آمريكا همراه با دو كشور فرانسه و انگليس از اين پايگاه ، واقع در خاك بحرين ، استفاده مى كند. اين پايگاه نقش پشتيبانى و تقويت نيروها را به عهده دارد. تعدادى از نيروهاى عـربـسـتـان ، كـويـت ، امـارات و قـطـر در ايـن پـايگاه توسط كارشناسان آمريكايى آموزش مى بينند.

بـقـيـه كـشـورهـاى عرب خليج فارس در زمينه واگذارى پايگاه به آمريكا، خود را از هرگونه همكارى مبرا مى دانند، ولى در عمل ناوگانهاى آمريكا هنگام ورود به منطقه از تاءسيسات نظامى كليّه كشورهاى عرب منطقه استفاده مى كنند

 

حضور ناوگانهاى نظامى قدرتهاى بزرگ در خليج فارس

خـليـج فـارس در قـرون اخـيـر شـاهـد حضور و نمايش ناوگانهاى بسيارى از قدرتهاى بزرگ خـارجـى بـوده اسـت . آمـريـكا و شوروى (سابق) نيز براى به دست آوردن منافع بيشتر در اين مـنـطـقـه بـه طور دايم در حال نزاع بودند. تسلّط بر خليج فارس از نظر كاهش خطر محاصره شوروى (سابق) توسط كشورهاى غربى براى كشور، اهميّت بسيارى داشت .

هـرچـنـد شـوروى (سـابـق) بـراى نفوذ در خليج فارس سعى در ايجاد پايگاه ، فرودگاه و يا اعـمـال حاكميت در بعضى از نقاط آن را داشت ، ولى هيچ گاه حضور جدى در خليج فارس نداشته است .

در رابـطـه با حضور آمريكا در منطقه خليج فارس مى توان گفت : آمريكا براى اعزام نيروهاى نـظـامى بيشتر به سوى منطقه ، جنگ ايران و عراق و يامورد خطر قرار گرفتن تنگه هرمز به وسـيـله يـك نـيـروى مـنـطـقـه اى ـ ايـران ـ را بهانه قرار داد. آمريكا با ادّعاها، چندين با توانست حضور نظامى خود را در خليج فارس نشان دهد. ؛

جـنـگ نـفـتـكشها در خليج فارس 1984 ـ 1987نيز يكى از عواملى بود كه سبب حضور نظامى امـريـكـا در خـليـج فـارس شـد بـه دنـبـال تـقـاضـاى كـويـت از آمـريـكـا در اوايل سال 1987 براى حمايت از نفتكشها وارد خليج فارس كرد. در همان ابتدايى كار، يكى از نـاوگـانـهـاى آمـريـكـا بـه نـام (يـو . اس . اسـتارك) توسط موشكهاى (اگرزوسه) ساخت فـرانـسـه مـورد اصـابت قرار گرفت و 37 نفر از خدمه آن نيز كشته شدند. بعداز مدتى عراق بـه حـمـله بـه نـاوگـان آمـريـكـايـى اعـتـراف كـرد، ولى آمـريـكـا ايـران را عـامـل اصـلى تـشـنـّج دانـسـت . آمـريـكـا در ژوئيـه سـال 1987 بـعـداز آنـكـه چـهـل نـاو خـود را در مـنـطـقـه مـسـتـقـّر كرده بود، اقدام به نصب پرچم خود بر روى اولين نفتكش كويتى كرد.

جـنـگ نـفـتكشها پاى كشورهاى قدرتمند را نيز به خليج فارس باز كرد. فرانسه در روز هفدهم اوت سـال 1987 اعـلام كـرد كـه نـاو هـواپـيـمـابـر خود به نام (كلمانسو) را به منطقه خليج فـارس اعـزام خـواهـد كـرد. در اكـبر سال 1987 تعدادى ناوهاى آمريكا به 41 فروند و ناوهاى جـنـگـى كـشـورهـاى قـدرتمند ديگر به سى فروند رسيد. حضور قدرتهاى خارجى نه تنها از شـدّت حـمـله بـه نـفـتـكـشـهـا كـم نـكـرد، بـلكـه ايـن حـمـلات در نـوامـبـر هـمـيـن سال شدّت بيشترى گرفت .

 

دراول سـتپامبر سال 1987 سه كشتى نفتكش حامل نفت كويت و عربستان مورد حمله قايقهاى تندرو قـرار گـرفت و در روز دوم ژوئيه سال 1988 ناوگان آمريكا به حمايت از يك كشتى دانماركى برخاست و باناوچه هاى توپدار ايرانى درگير شد.

 

خريد تسلحياتى كشورهاى خليج فارس

كشورهاى غربى در پى وقوع انقلاب اسلامى ايران و به خطر افتادن منافعشان در منطقه خليج فارس ، درصدد نشان برآمدند كه با تبليغات دروغ ايران را به عنوان يك دشمن اصلى براى كـشورهاى عرب خليج فارس نشان دهند كشورهاى عرب خليج فارس تحت تاءثير همين تبليغات و فشار غربيها قرار گرفته خريدار اسلحه از كشورهاى غربى را افزايش دادند، بطورى كه تـوازن قـوا در ايـن مـنـطـقـه بـه هـم خـورده و ايـنـك مـنـطـقـه بـه يـك انـبـار بـزرگ تـسـليحات تـبـديـل شـده اسـت . آمـريـكـا و انـگـلسـتـان در فـروش سـلاحـهـاى نـظـامـى به اين كشورها، مقام اول و دوم را كـسـب كـرده انـد. آنـهـا بـا فـروش ايـن سـلاحـهـا چـنـديـن هـدف را دنـبـال مى كنند. آمريكا علاوه بر سودى كه از اين طريق نصيبش مى شود، مى تواند نفوذ خود را در دسـتـيـابـى كـامـل بـر سـرنـوشـت ايـن كـشورها افزايش دهد، زيرا اين كشورها به هيچ عنوان تـوانـايـى بهره بردارى از اين همه سلاح را ندارند. ودر نتيجه ارتشهاى منطقه زيـر نـظـر كـارشـنـاسـان آمـريـكـايـى قـرار خـواهـد گـرفـت .بـه عـنـوان مثال ، عربستان سعودى با توجه به خريدهاى كلان و نظامى اش از نظر بودجه نظامى در مقام شـشـم قـرار گـرفـتـه اسـت . بـيـشتر ثروت اين كشور صرف خريد تسليحات بويژه نيروى هـوايـى مـى شـود. عـربـسـتان در سال 1981 چهار هواپيماى آواكس از آمريكا خريدارى كرد. اين كـشـور عـلاوه بـر ايـن هـواپـيـمـاهـا، مـجـهـّز بـه 205 جـنـگـنـده و سـه اسـكـادران اف 15 مـى باشد.

 

حضور نيروهاى نظامى (دريايى) كشورهاى منطقه

دو كـشـور ايـران و عـراق از نـظـر قـدرت دريـايى از عمده ترين كشورهاى قدرتمند دريايى در خليج فارس بودند، ولى كشور عراق در طول جنگ تحميلى براثر حمله نيروى دريايى جمهورى اسلامى ايران ، بيشتر امكانات دريايى خود را از دست داد.

نـيـروهـاى دريـايـى ايـران در طـول جـنـگ ايـران و عـراق ، حـضـور فـعـّال خود را در خليج فارس به نمايش گذاشت . نيروى دريايى عراق در شروع جنگ با تمام قـوا وارد جـنـگ بـا نـيـروهـا دريـايـى ايـران شـد، ولى بـا تـحـمـّل خسارات سنگين ، عملياتهاى دريايى خود را محدود كرده ، به صورت ضربه و فرار، اقـدام بـه عـمـليات نظامى مى كرد، نيروى دريايى ايران نه تنها وارد جنگ با عراق شده بود، بلكه كنترل كشتيرانى در خليج فارس و جلوگيرى از ورود كليه كشتيها به بندرهاى عراق را نيز در دست داشت .

 

كشورهاى عرب منطقه از دهه 1970 به بعد، بويژه بعداز وقوع جنگ تحميلى عراق عليه ايران ، اقـدام بـه مـدرن كـردن نـيـروى دريـايـى خـود كرده اند، اين نيروها تاكنون دخالت مستقيمى در حـوادث خـليـج فارس نداشته اند و قدرت نظامى خود را به صورت شركت در مانورهاى مشترك به نمايش گذارده اند.

 

اقتصاد خلیج فارس

اهميّت اقتصادى

خـليـج فـارس در طـول قـرون اخـيـر، از نـظـر اسـتـراتـژيـكـى و مـسـائل مـنـطـقـه اى و بـيـن المـللى از اهـمـيـّت ويـژه اى بـرخوردار شده و بيشترين اهميّت آن به مسائل اقتصادى اقتصادى برمى گردد.

 

وجود منابع عظيم نفت و گاز در خليج فارس و كشورهاى همجوار آن ، علّت واقعى اهميّت اقتصادى ايـن مـنـطـقه مى باشد. كشورهاى عربى جنوب خليج فارس به تنهايى بيش از نيمى از ذخاير نفت شناخته شده جهان را دار مى باشند و ده درصد ديگر در امتداد كشور ايران وجود دارد.

 

مـوقـعـيـّت تـجارى مناسب اين منطقه ، باعث اهميّت آن به عنوان مركز تجارى يا راه ارتباطى بين شرق و غرب شده است .

 

 

بـازار مـنـطـقـه خـليـج فـارس ، هـمـچنان ارزش خود را به عنوان بازار فروش خدمات و كالاهاى مـثـرفـى و سـرمـايـه اى و يـا بـازار سـرمـايـه حـفـظ كـرده و نـقـش بـسـيـار حـسـّاسـى را در تـعـادل تراز پرداختهاى خارجى كشورهاى جهان (بخصوص كشورهاى صنعتى غرب و ژاپن به عهده دارد.

اهـمـيـّت ديـگـر خـليـج فـارس به وجود منابع غنىّ معدنى و غذايى اين منطقه و كشورهاى حاشيه خـليـج فـارس مـربـوط مى شود. در اين منطقه انواع و اقسام ماهيهاى خوراكى و تزئينى و همچنين منابع معدنى مانند آهن ، خاك سرخ ،گوگرد، سرب و ... فراوان يافت مى شود.

منابع نفتى

اهميّت و ارزش اصلى خليج فارس به خاطر وجود منابع سرشار نفت در اين منطقه است ، كه روز به روز بر اهميّت اين منطقه مى افزايد.

 

مـنابع نفتى سرشارى در كف خليج فارس به علّت ادامه طبقات نفت خيز زاگرس به سمت جنوب وجود دارد كه قسمت زيادى از آن در حال حاضر مورد بهره بردارى قرار گرفته است .

 

نفت حوزه خليج فارس داراى مزيّتهاى زير مى باشد:

 

الف ـ فـراوانـى مـنـابـع (حـدود شـصـت و چـهـار درصـد كل ذخاير شناخته شده نفت جهان در كشورهاى حوزه خليج فارس قرار دارد).

ب ـ سهولت استخراج .

ج ـ هزينه پايين توليد.

د ـ مازاد ظرفيّت توليد.

ه‍ـ سهولت حمل و نقل .

و ـ تـوان بـالاى تـوليـد چـاهـهـا (اسـتـخـراج نـفـت از هـر حـلقـه چـاه نـفـت در حـوزه خليج فارس حدود000/250تن در سال مى تواند باشد، در حالى كه رقم توليد در مورد آمريكا فقط هزار تن در سال است) .(90)

ز ـ امكان كشف ذخاير جديد وسيع در اين منطقه در مقايسه با ساير مناطق جهان .

مـنـابـع نـفـتى كشورهايى چون كويت ، ايران ، عراق ، عربستان سعودى ، قطر وابوظبى كه از بـزرگـتـريـن تـوليـد كـنـنـدگـان نـفـت جـهـان مـى بـاشـنـد، در سواحل اين خليج قرار دارد.

ذخـايـر نـفـت فـلات قـارّه خـليـج فـارس درحدود شصت ميليارد بشكه است وامارات ، شـارجـه و دوبى تمام و قطر نصفى از توليدات نفتى خود را از مناطق فلات قارّه به دست مى آورند.

 

 

 

 

منابع گاز

كـشورهاى واقع دركرانه خليج فارس علاوه بر توليد نفت ، مقدار زيادى گاز نيز توليد مى كنند كه بيشتر آن به صورت (گاز همراه) مى باشد.

گـاز طـبـيـعـى از منابع است كه به علّت فراوانى ذخاير، براهميّت خليج فارس افزوده است . كـشـورهـاى خـليـج فـارس در سـال 1985، 5/27 درصـد كـل ذخـاير جهانى گاز را دارا بوده و ايران با ذخيره فراوان ، در راءس كشورهاى خليج فارس قرار دارد.

مقدارى از گازهاى توليد شده براى توليد نيروى برق ، تصفيه مواد سوختى ، تصفيه آب ، تـوليـد كـود و تـزريـق مـجـدد داخـل مـخـازن و چـاهـهـاى نـفـت مـورد اسـتـفاده قرار مى گيرد، ولى حداقل 34كل گازهاى توليد شده بيهوده مى سوزد و از بين مى رود.

 

ذخـايـر گـاز طـبـيـعـى كـشـورهـاى حـوزه خـليـج فـارس در سال 1987

ايران عراق كويت قطرعربستان

744401205100014000/4135

توليد گاز طبيعى كشورهاى حوزه خليج فارس 1986

(ميليارد متر مكعب)

بحرين ايران عراق كويت عمان قطرعربستان امارات 1511771707021174336168

 

صنايع پتروشيمى

صـنـعـت پـتـروشـمـى ، امـروزه نـقش عمده اى در پيشرفت اقتصاد و توسعه صنايع ملتهاى جهان دارد.14 مـحـصـولات صـنـعـتـى در كـشـورهـاى پـيـشـرفـتـه از صـنـايع پتروشيمى به دست مى آيد.

آهـنـگ رشـد ايـن صـعـنـت نـسـبـت به صنايع ديگر بيشتر بوده ، بطورى كه رشد آن در توليد كـالاهـاى مـصـرفـى مـانـنـد اليـاف مـصـنوعى ، پلاستيك و لاستيك مصنوعى در سالهاى اخير بى سابقه است .

صـنـايـع پـتـروشـيـمـى در كـشورهاى خليج فارس نيز از اهميت زيادى برخوردار است . .بطور مـثال كارخانه اى براى توليد اوره و اسيد سولفوريك در نزديكى چاههاى نفت عربستان ايجاد شـده كـه به صورت اقتصادى به توليد مشغول بوده و سالانه 330000تن اوره ، صد هزار تن اسيد سولفوريك در نزديكى چاههاى نفت عربستان ايجاد شده كه به صورت اقتصادى به تـوليد مشغول بوده و سالانه 330000 تن اوره ، صدهزار تن اسيد سولفوريك و بيست هزار تن ملانين توليد مى كند.

مـجـتـمـع پـتـروشـيـمى (خليج فارس) نيز با ظرفيّت روزانه يك هزار تن آمونياك و هزار تن مـتـانـول از سـال 1985 در بـحـريـن شـروع بـه كـار كـرده است . اين مجتمع متعلق به صنايع پـتـروشـيـمـى خـليـج فـارس مـى بـاشـد كه سال 1980 توسّط كشورهاى عربستان سعودى ، بحرين و كويت بطور مشترك در بحرين تشكيل شد.

اوّليـن كـارخـانـه كـود شـيـمـيـايـى بـراى تـوليـد آمـونـيـاك و سـولفـات در سـال 1966 بـا ظـرفيّت 550 تن در روز در كويت مورد بهره بردارى قرار گرفت وهم اكنون ظرفيّت توليد آن به 950 تن در روز افزايش يافته است .

 

 

پس از انقلاب اسلامى و پايان جنگ ، صنايع پتروشيمى در ايران مورد توجه قرار گرفته و پـيـشـترفتهاى خوبى در راه توليد آن به دست آمده است . اين صنايع بطور عمده در كناه خليج فـارس مـانـنـد صـنـايـع پـتـروشـيـمـى آبـادان ، خـارك و شـيراز استقرار يافته است . صنايع پتروشيمى اراك نيز كه يكى از بزرگترين مجتمع هاى پتروشيمى ايران مى باشد، بتازگى راه اندازى شده است .

 

مـجـتـمـع شيميايى رازى (بندر امام ) توليد كننده كودهاى شيميايى ازُته ، فسفاته و گـوگـر بـوده و شـركـت سهماى پتروشيمى ايران ـ نيپون به توليد مواد نرم كننده پلاستيك مشغول است . كارخانه پوليكا(كرج) توليد كننده لوله هاى خشك پى وى سى ، اتصالات لوله و تـركـيـبـات نـرم مـورد نياز كابل سازى و مجتمع پتروشيمى آبادان داراى خط تولايد پى وى سى و مجتمع شيراز داراى خط توليد كود شيمياى ، كربنات و بى كربنات دوسود مى باشد.

تجارت

مـدارك مـربـوط به تاريخ دريانوردى در آبهاى جهان نشان مى دهد كه خليج فارس از زمانهاى قـديـم مود توجه اقوام و ملّتهاى مختلف بوده ، همواره به عنوان يكى از با ارزشترين آبراههاى تجارتى جهان از آن استفاده شده است

ايـن اهـمـيـت هـر چـنـد در طـول زمان متفاوت بوده ، ولى در واقع ، از محدوده معينى خارج نشده است . مـهـمـّتـرى اهميت خليج فارس موقعيت جغرافيايى خاص آن است كه از نظر نظامى و تجارتى در طول تاريخ مورد توجه دولتها بوده است .

اهـمـيـت ديـگـر خـليـج فـارس بـه ارزشـهاى اقتصادى آن برمى گردد. وجود منابع غنى معدنى و غذاييى در آبها و كشورهاى حاشيه آن به اين منطقه اهميّت بسيار بخشيده است .

 

بـنـدرهـاى خـليـج فـارس و دريـاى عـمـّان ، قـرنـهـاى مـتـمادى داراى اهميّت و اعتبارى ويژه اى در بازرگانى دريايى و مبادلات تجارى دنيا قديم بوده ، هم اكنون نيز بعضى از آنها، اهميّت خود را حـفـظ كـرد و نقش مهمّى را در حمل و نقل دريايى خليج فارس ايفا مى كنند. مجتمع بندرى شهيد رجـايـى ايـران ، يـكـى از اين بندرهاى مهم مى باشد. اين مجتمع عظيم بندرى در بيست كيلومترى غـرب بندر عباس ، در دامنه كوههاى ( كشار) و (گچين) قرار گرفته است و از نظر موقعيّت دريايى در دهانه وردى خليج فارس واقع شده است . از ديگر بندرهاى مهم ايران در منطقه خليج فارس بندرهاى امام خمينى ، خارك ، آبادان ، خرمشهر، بوشهر و چاه بهار را مى توان نام برد.

بـنـدرهـاى مـهـم كـشورهاى ديگر خليج فارس عبارت از: بصره ، ام اقصر و فاو(عراق) ، راشد، زايـد، مـجـتـمـع بـنـدرى راءس الخـيمه و جَبَل عَلى (امارات متحده عربى) ، دوحه ام سعيد(قطر)، ظهران ، (عربسان سعودى) و كويت و ميناء احمدى (كويت) .

افـزايـش قـيمت نفت از سال 1973 به بعد، قدرت مالى كشورهاى توليد كننده نفت را بالا برد كـه بـه دنـبـال آن ، غـربـيـهـا كـوشيدند، كشورهاى منطقه خليج را به مصرف كنندگان خوبى براى كالاهاى ساخته شده كشورهاى صنعتى تبديل كنند. از آن وقت بودكه منطقه خليج فارس ، مـحـلّى مـنـاسب براى گردش دلارهاى نفتى و تجارت كالاهاى صنعتى و سرمايه اى شد. در بخش سرمايه گذارى صنعتى ، ايجاد كارخانه هاى مونتاژ كه خود عاملى براى وابستگى به واردات بود به اجرا درآمد.

سـهـم شـاغـليـن در تـجـارت نـسـبـت بـه كـل جـمـعـيـّت در بـعـضـى از كـشورهاى خليج فارس در سـال 1980 بـدين شكل بوده است : امارات متحده عربى ، 21 درصد كويت 19 دصد و عربستان سعودى 16.5 درصد شاغلين در بخش تجارت فعاليت داشته اند.

 

منابع غذايى

نـعـمـتـهـا و گـنـجـهـاى فراوانى در خليج فارس نهفته است ؛ چنانچه بيش از 150 نوع ماهى در دل آبـهـاى مـنـطـقـه يـافـت مى شود كه هر كدام ازز آنها طعم و لطافت خاص خود را دارد. آبزيان خليج فارس از نظر زندگى و شرايط محيط، وضع خاصى دارند، زيرا آبزيان خليج فارس بـه اسـتثناى يكى دو نوع از آنها وارد آب شيرين اروند رود، بهمن شير و كارون مى شوند. همه در آب شـور زنـدگـى كـرده و در هـمـان جـا تـخـم ريـزى و تـوليـد مثل مى كند. آشنايى با شرايط محيط و زندگى ماهيها، كمك فراوانى به صيد آنها به عنوان يك منبع تغذيه مى نمايد.

بـراى صـيد ماهيهايى ،از قبيل كفشك ، سنگسر، سبيتى ، شوريده ، هامور، سرخو، و غيره بايد و مـسـائل صـيـد تـعـقـيـبى عمقى به كار برد، در حالى كه با اين وسيله صيد، نمى توان ماهيهاى مهاجر سطحى مانند تون و ساردين را صيد كرد.

انواع گونا گونى از ماهيها در خليج فارس وجود دارد. گونه هايى كه ارزش تجارتى داشته ، شامل سرگروه زير مى باشند:

1 ـ درجه يك شامل ماهيهاى زبيده ، حلوا سفيد، قباد، شيرماهى و شانك .

2 ـ درجـه دوم شـامـل مـاهـيـهـاى سـنگسر، پيش ماهى ، هامور، سيكين ، كارفه ، طوطى ، حلوا سياه ، شوريده ، خبور و كفشك .

3 ـ سورخو، خارو و وسبور.

البتّه حدود 146 نوع ماهى ديگر نيز در اين منطقه يافت مى شود كه تعداد آنها چندان زياد نيست .

 

آبـهـاى اطـراف جـزيـره قـشـم ، يـكى از مراكز عمده صيد ماهى بوده و در حدود هشتاد درصد ماهى ساردين صيد شده در منطقه هرمزگان ، در نواحى اطراف جزيره قشم صيد مى شود.

يـكـى ديـگـر از مـحـصـولات غـذايى پر ارزش خليج فارس (ميگو) است . اين حيوان سرشار از پروتين ، فسفر، اسيدهاى آمينه و مواد غذايى انرژى زاست .

انـواع صـدفـهـاى خـوراكـى در سـواحـل و اطـراف جـزيـره هـاى جـنـوب ، مـانـنـد سـاحـل گـشـه (Gashe)، معروف به ساحل صدف (بندر لنگه) جزاير هرمز، قشم ، لارك ديده مى شود و گوشت آن بسيار لذيذ وخوشمزه است كه بين اروپاييان طرفداران فراوانى دارد.

اين صدف خوراكى در منطقه بين جزيره هاى قشم ، هرمز، بندر عباس و بندر لنگه فراوان است و در صـورت عـمـل كـشـت و پـرورش آن به صورت اقتصادى ، مى توان هزارها تن از اين صدف خوراكى را در سال به بازار مصرف عرضه كرد.

 

 

معادن

الف ـ معادن كشورهاى حاشيه خليج فارس

عربستان : طلا، نقره ، آهن ، مس ، نمك ، منگنز، سولفور، سرب و سنگ گچ .

ايـران : زغـال سـنـگ ، مـس ، سـنـگ آهن ، سرب ، روى ، كروميت ، منگنز، سنگ تزئينى ، سنگ لاشه سـاخـتـمـانـى ، سنگ آهك ، كالوئن و خاك نسوز، نيتونيت ، دولوميت ، باريت ، فلورين ، سولفات سديم ، فلدسپات ، نمك ، سيليس ، كوراتزيت ، پوكله معدنى ، تلك و سنگ كچ .

عمان : مرمر، پنبه گوهى ، كرم و مس .

امارات متحده عربى :مس .

عراق :آهن ، نقره ، سرب ، زغال

قطر: آهك و خاك رس .

ب : معادن خليج فارس

آهـن :مـعـدن آهن در بيشتر جزيره هاى خليج فارس از جمله جزيره هاى لارك ، فارور، هنگام و هرمز وجـود دارد. بـراسـاس مطالعاتى كه از سوى سازمان برنامه و بودجه در جزيره فارور انجام گرفته ،ميزان سنگ آهن اين جزيره تاپانصد هزارتن تخمين زده مى شود.

نـمـك :معدن نمك در بيشتر نقاط ساحلى ، و جزيره هايى مانند هرمز، لارك ، هنگام و قشم يافت مى شـود. مـعـدن نـمـك هـرمـز كـوهـى از نـمـك اسـت كـه در كـتـابـهـاى قـديـم آن را (جبل الملح) نام برده اند.

خـاك سـرخ : ايـن خـاك كـه از آن در رنـگ سـازى استفاده مى شود، در بيشتر جزيره ها و بندرهاى خـليج فارس از جمله لارك ، هنگام ، هرمز، سيرى ، ابوموسى وسيراف وجود دارد. ذخـيـره ثـابـت شـده خـاك سـرخ هرمز حدود شصت هزار تن و ذخيره احتمالى آن حدود 150 هزار تن تخمين زده شده است .

گوگرد: معدن گوگرد در بيشتر نقاط ساحلى خليج فارس وجود دارد.

سرب :معدن سرب نيز به فراوانى در بيشتر ناحيه هاى خليج فارس وجود دارد.

 

نوشته شده توسط پ‍‍ژوهشنامه  | لینک ثابت |